حوزه های علمیه
👇👇دروس حوزه های علمیه👇👇
امروزه حوزههای علمی شیعه در درسهای دینیشان روشی براساس تدریس منطق ارسطویی، درفلسفهی یونانی، علم اصول، فقه و علم رجالی که از اهل سنت به میراث بردهاند، وضع نمودهاند و این علوم و نظایرشان از علوم عقلی، تبدیل به ابزاری شدهاند که از طریق آنها طلبهی حوزوی به شناخت عقاید دینی و احکام فرعی عملی میرسد و این علوم تبدیل به سنگ محکی برای سخنان محمد و آل محمد گردیدهاند و آنها سخنان این بزرگواران را براساس راه و روشی که ملحدان پایهریزی کردهاند تفسیر میکنند تا آنجا که آنها را به ورطهی سقوط در مخالفت با بسیاری از سخنان محمد و عترت او کشانیده است، بسیاری از سخنان ایشان را رد کردهاند و در نتیجهی ایمان و اعتقادشان به این راه و روش ساختگی، سقوطشان را به دنبال داشته است.
بسیاری از قواعدی که در این علوم پایهریزی شده است چیزی جز وقتگذرانیهای علمی که دربرگیرندهی هیچ بهره و نتیجهی علمی نیستند، نمیباشند.
با اینکه آنها خود به این حقیقت معترف میباشند، اما به این روش عادت کردهاند و آن را روشی مقدّس که هیچ خدشه ی نمیپذیرد، برشمردهاند؛ چرا که این روش، سنگ محک و میزان شناخت از دید آنها میباشد!! در حالی که این روش، طلبه را از اهل بیت دور میکند و بهترین سالهای جوانی طلبه را در علوم ملحدانه تلف میکند و باعث ترک کردن آن انقلاب علمی و روحانی که قرآن کریم، پیامبر و اهل بیتش یادآور شدهاند میگردد.
بنابراین، در حوزههای علمیه، نه قرآن تدریس میشود و نه روایات محمد و آل محمد و از همین رو، میبینیم که بسیاری از حوزویها جز اندکی از آیات قرآن و روایات محمد و آل محمد در خاطر ندارند. هر کس خواهان آگاهی حاصل کردن از این حقیقت باشد میتواند آن را با فهمیدن آنچه در حوزههای علمیه تدریس میشود، حاصل نماید.
1-شیخ صدوق در خصال و علل الشرایع روایت میکند: از پیامبر در تفسیر سخن حق تعالی «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ» (متوقفشان بداريد، بايد بازخواست شوند) روایت شده است: «هیچ بندهای قدم از قدم برندارد تا از چهار چیز پرسیده گردد: از جوانیاش که چگونه سپری کرده، از عمرش که در چه راهی فنا کرده، از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهی انفاق نموده، و از محبت و دوستی ما اهل بیت». خصال: ص 253 ؛ عللالشرایع:ج1ص218.
2-شیخ طوسی در تهذیب روایت میکند: از امام صادق روایت شده است که فرمود: «زمین باقی نمیماند مگر اینکه از ما اهل بیت عالِمی باشد که حق را از باطل میشناسد» و فرمود: « تقیّه فقط به این منظور قرار داده شد تا خون محفوظ بماند، پس اگر تقیه به حدّ ریختن خون برسد دیگر جایی برای تقیه نیست. به خدا سوگند اگر برای یاری دادن ما خوانده شوید خواهید گفت: ما یاری نمیکنیم و فقط تقیه میکنیم؛ و حال آنکه تقیّه از پدر و مادرتان برای شما دوست داشتنیتر است. آنگاه که قائم قیام کند دیگر احتیاجی به درخواست کردن از شما در این خصوص ندارد». تهذیب الاحکام: ج 6 ص 173 ؛ وسایل الشیعه: ج 16 ص 235 ؛ جواهر الکلام: ج 21 ص 392.
کتاب فتنه گوساله ج 1
نویسنده:سیداحمد الحسن ع
سایت رسمی انصار امام مهدی علیه السلام http://almahdyoon.co

نظرات
ارسال یک نظر