امتحان

                http://almahdyoon.co/سایت رسمی انصار امام مهدی ع
                                     امتحان عالم دنیا دومین امتحان

اصل اول: کسانی که در عالم ذر نخستین، در امتحان عبودیت، مردود شدند، وقتی جایگاه اطاعت کنندگان را مشاهده کردند از خدا درخواست کردند که ایشان را دوباره امتحان کند و مدعی شدند که اگر خداوند به ما فرصت دوباره دهد، ما هم مانند اطاعت کنندگان خواهیم شد...

اصل دوم: خداوند به شفاعت شفاعت کنندگان دنیا را برای امتحان دوم زینت داد و مدعیان خطاکار را فرصت دوباره بخشید اما آنان همچون امتحان اول نتوانستند اراده کنند وغفلتشان مانع شد که اهل ملکوت شوند و خود مستقیم از سرچشمه وحی بنوشند و خلیفه خدا وحجت بر خلقش گردند که این خسران اول است.

اصل سوم: مرحله ای است که آن انسانی که همچون امتحان اول در ظلمتکده دنیا خود را از بند غفلت و فراموشی رهانیده و با نور مانوس گشته است او از جانب خداوند به سمت بندگان خطاکار فرستاده می شود تا شکست در امتحان اول را به ایشان تذکر دهد و حجتی باشد بر مدعیانی که درخواست امتحان مجدد نموده اند تا شاید با سخنان و رفتار رحمانی او از ظلمت دل بکنند و به نور متصل شوند اما ایشان به جای تبعیت از امام نور به امامان ظلمت اقتدا می کنند همان کاری که صادق آل محمد (ع) از آن نهی کرده بود:
 ایاک آن تنصب رجلا دون الحجة فتصدقه فی کل ما قال.
 اصول کافی، ج 2 ص 298‌
بر حذر باش از این که فردی غیر معصوم غیر از حجت خدا رادر جایگاه حجت بگماری  و هر آنچه را که گفت تصدیق کنی.

آنها کسانی را از هوای نفس خویش بر جایگاه خلیفه خدا نشانده و از خداوند درخواست نکردند که حجتش را بر ایشان معرفی نماید واین خسارت دوم است.

با این حال خلیفه خدا از روی رحمت الهی به سمتشان می آید و خود را معرفی کند و آنها را به سمت موطن حقیقی شان رهنمون می گردد و از ایشان می خواهد که به سوی او بازگردند واز خدا بپرسند که آیا این شخص خلیفه وحجت اوست تا خدا با ایشان سخن بگوید و با رنگ وبوی ملکوت دل هایشان را بیاراید اما آنها دلیلی از سنخ، عالم پستشان در خواست  می کنند واین فرصت را هم ضایع می کنند که این خسارت سوم است.

و خداوند رحمتش را به نهایت می رساند وبه دست خلیفه اش نوشته ای از سنخ عالمشان می سپارد که شهادت حجتهای گذشته برای معرفی اوست و هر آنچه از این پس برای معرفی خود بیان می کند از درجات یقین و ارزش ایمان اطاعت کنندگان می کاهد و تا جایی که بعضا، معجزات مادی برای مردمی که به ماده انس گرفته اند آشکار می کنند، که در صورت انکار چاره ای جز عذاب باقی نخواهد ماند که این خسارت چهارم است.

حال همه این مراحل، لطف و بخششی از سمت خداوند است تا هیچ کسی، عذر و بهانه ای نداشته باشد که چرا او به مقام انبیاء و مرسلین را نائل نیامده است.

چرا که انبیاء و مرسلین هم در عالم ذر و هم در عالم دنیا توانسته اند اراده کنند و به خداوند اعتماد کنند و در دنیا اتصالشان به ملکوت را قطع ننمایند و از وحی الهی بهره مند گردند لذا هیچ عذر و بهانه ای برای کسانی که به مقام انبیاء و اولیاء اعتراض می کنند وجود ندارد.

نتیجه این که همیشه لطف و کرم و رحمت خداوند شامل تمام بندگانش بوده است و به کسی ظلم نکرده و نمی کند، بلکه این بندگان هستند که در حق خویش ظلم کرده ومی کنند و این ظلم به میزان ظلمت و تاریکی صفحه وجودیشان می باشد و یا به عبارت دیگر به اندازه ای است که فطرت خود را آلوده کرده باشند.

برگرفته از کتاب عقائدالاسلام
برای کسب اطلاعات بیشتر به موسسه رسمی وارثین ملکوت مراجعه کنید:http://www.varesin.org

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه

ای خفتگان بیدار شوید...

خودپسندی و تکبر از آفات اخلاقی است