تکبر
بسم الله الرحمن الرحیم
چه چیزی باعث شد که حضرت موسی ع با آوردن آیات و نشانه های روشن مورد تکذیب قرار بگیرد؟
حضرت موسی( همراه با آیات ونشانههای روشن فرستاده شد، اما فرعون وهامان و سربازان توانمندش از بنی اسرائیل همانند قارون، تکبّر ورزیدند و بر گمراه نمودن و اذیت و آزار ایمانآورندگان به حضرت موسی( ادامه دادند. خداوند متعال میفرماید:«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِینٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ کذَّابٌ * فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْیوا نِسَاءهُمْ وَمَا کیدُ الْکافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلَالٍ * وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یبَدِّلَ دِینَکمْ أَوْ أَن یظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ * وَقَالَ مُوسَى إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَرَبِّکم مِّن کلِّ مُتَکبِّرٍ لَّا یؤْمِنُ بِیوْمِ الْحِسَابِ». (ما موسی را با آيات خود و حجّتی آشکار فرستاديم * به سوی فرعون و هامان و قارون. گفتند که او جادوگری دروغگو است * چون حق را از جانب ما بر آنها عرضه داشت، گفتند: پسران کسانی راکه به او ايمان آوردهاند بکشيد و زنانشان را زنده بگذاريد؛ و حيلهسازی کافران جز در طريق تباهی نباشد * فرعون گفت: بگذاريد موسی را بکشم و او خدای خود را به ياری بطلبد، میترسم دينتان را دگرگون سازد يا در زمين فساد برانگيزد * موسی گفت: من به پروردگار خود و پروردگار شما از هر متکبّری که به روزحساب باور ندارد، پناه می برم.
آیا این حضرت موسی ع بود که مایه دگرگونی دین و فساد در زمین بود یا فرعون؟
این اتفاقات باعث شد که حضرت موسی ع چارهای جز هجرت در زمین پهناور خدا نداشته باشد حضرت موسی( به اتفاق بنی اسرائیل هجرت خود از مصر را در راه خداوند آغاز کردند؛ ولی فرعون نمیتوانست این گروه مستضعف را آزاد و خارج از قبضه و قدرت خود ببیند، پس با سربازانش آنها را دنبال نمود. زمان امتحان بزرگ الهی فرا رسید. رود نیل راه بر بنی اسرائیل بسته بود واز قفا سیاهی لشکریان فرعون نمایان شد؛ آنها ترسیدند و پنداشتند که گیرافتادهاند و از یاد برده بودند که کسی که آنها را به این مکان هدایت کرده بود، پیامبر بزرگواری است که از جانب خداوند سبحان ارسال شده بود. حضرت موسی( با این عبارت به آنها گوشزد نمود که آنها به سوی خدا هجرت مینمایند: «قالَ کلاّ إِنَّ مَعی رَبّی سَیهْدینِ». (گفت: هرگز! پروردگار من با من است و مرا راهنمایی خواهد کرد).
تنها قدرت حضرت موسی ع در همین آیه بود چون یقین داشت که خدا او را رها نمیکند.
خداوند به او وحی فرمود که عصایش را به دریا بزند؛ دریا برایش به دو نیم شد؛ چرا که دریا بندهای از بندگان خداوند است و هرگز سد راه این بندهی مخلص که تمام تو کلش بر خدا است، نمیشود. آب دریا هرگز سدّ راه این موج عظیم ایمان نخواهد شد. آب دریا هرگز سدّ راه حضرت موسی( نمیشود زیرا او یک انسان است وهرآنچه در زمین است در خدمت انسانی است که توانمندترین مخلوقات برای معرفت و شناخت خداوند میباشد؛ اما اگر به اطاعت از شیطان درآید، نادانتر وسختتر از سنگ خارا میشود؛ چه بسا از دل سنگهای سخت، چشمهها بجوشد و از ترس خداوند به خشوع درافتند.
این آخرین معجزه و نشانهای بود که فرعون و سربازانش از حضرت موسی( دیدند؛ اما آنها دلهایشان از سنگ هم سختتر بود. لحظهای درنگ نکردند تا اندیشه کنند؛ میان دو کوهِ آب با دلهایی سرشار از تکبّر وعناد به حرکت درآمدند، و غرق و هلاک شدند.
بنی اسرائیل از میان دریا عبور کردند و نجات یافتند و خود
را در میان صحرای بی آب وعلفی دیدند آن هم بعد آن زندگیشان در درهی حاصلخیز رود نیل! اما حضرت موسی( بشارت و فرمان الهی برای وارد شدن به سرزمین مقدّس را برایشان آورد وعدهی نصرت از جانب خدا را به آنها نوید داد. بعد از تمام آیات، معجزات ونشانههایی که در مصر مشاهده کردند و پس از شکافته شدن آب دریا وغرق شدن فرعون و لشکریانش، انتظار میرفت که بنی اسرائیل ذرهای در اطاعت از فرمان، تردید و یا سرپیچی نکنند و به وعدهی نصرت و پیروزی، کاملاً یقین داشته باشند؛ اما آنها سرپیچی کردند و از ورود به سرزمین مقدّس، خودداری نمودند.
مهمترین عوامل نا فرمانی آنها چه بود ؟
کتاب سرگردانی
نویسنده : سید احمدالحسن ع
http://almahdyoon.co/
چه چیزی باعث شد که حضرت موسی ع با آوردن آیات و نشانه های روشن مورد تکذیب قرار بگیرد؟
حضرت موسی( همراه با آیات ونشانههای روشن فرستاده شد، اما فرعون وهامان و سربازان توانمندش از بنی اسرائیل همانند قارون، تکبّر ورزیدند و بر گمراه نمودن و اذیت و آزار ایمانآورندگان به حضرت موسی( ادامه دادند. خداوند متعال میفرماید:«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِینٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ کذَّابٌ * فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْیوا نِسَاءهُمْ وَمَا کیدُ الْکافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلَالٍ * وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یبَدِّلَ دِینَکمْ أَوْ أَن یظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ * وَقَالَ مُوسَى إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَرَبِّکم مِّن کلِّ مُتَکبِّرٍ لَّا یؤْمِنُ بِیوْمِ الْحِسَابِ». (ما موسی را با آيات خود و حجّتی آشکار فرستاديم * به سوی فرعون و هامان و قارون. گفتند که او جادوگری دروغگو است * چون حق را از جانب ما بر آنها عرضه داشت، گفتند: پسران کسانی راکه به او ايمان آوردهاند بکشيد و زنانشان را زنده بگذاريد؛ و حيلهسازی کافران جز در طريق تباهی نباشد * فرعون گفت: بگذاريد موسی را بکشم و او خدای خود را به ياری بطلبد، میترسم دينتان را دگرگون سازد يا در زمين فساد برانگيزد * موسی گفت: من به پروردگار خود و پروردگار شما از هر متکبّری که به روزحساب باور ندارد، پناه می برم.
آیا این حضرت موسی ع بود که مایه دگرگونی دین و فساد در زمین بود یا فرعون؟
این اتفاقات باعث شد که حضرت موسی ع چارهای جز هجرت در زمین پهناور خدا نداشته باشد حضرت موسی( به اتفاق بنی اسرائیل هجرت خود از مصر را در راه خداوند آغاز کردند؛ ولی فرعون نمیتوانست این گروه مستضعف را آزاد و خارج از قبضه و قدرت خود ببیند، پس با سربازانش آنها را دنبال نمود. زمان امتحان بزرگ الهی فرا رسید. رود نیل راه بر بنی اسرائیل بسته بود واز قفا سیاهی لشکریان فرعون نمایان شد؛ آنها ترسیدند و پنداشتند که گیرافتادهاند و از یاد برده بودند که کسی که آنها را به این مکان هدایت کرده بود، پیامبر بزرگواری است که از جانب خداوند سبحان ارسال شده بود. حضرت موسی( با این عبارت به آنها گوشزد نمود که آنها به سوی خدا هجرت مینمایند: «قالَ کلاّ إِنَّ مَعی رَبّی سَیهْدینِ». (گفت: هرگز! پروردگار من با من است و مرا راهنمایی خواهد کرد).
تنها قدرت حضرت موسی ع در همین آیه بود چون یقین داشت که خدا او را رها نمیکند.
خداوند به او وحی فرمود که عصایش را به دریا بزند؛ دریا برایش به دو نیم شد؛ چرا که دریا بندهای از بندگان خداوند است و هرگز سد راه این بندهی مخلص که تمام تو کلش بر خدا است، نمیشود. آب دریا هرگز سدّ راه این موج عظیم ایمان نخواهد شد. آب دریا هرگز سدّ راه حضرت موسی( نمیشود زیرا او یک انسان است وهرآنچه در زمین است در خدمت انسانی است که توانمندترین مخلوقات برای معرفت و شناخت خداوند میباشد؛ اما اگر به اطاعت از شیطان درآید، نادانتر وسختتر از سنگ خارا میشود؛ چه بسا از دل سنگهای سخت، چشمهها بجوشد و از ترس خداوند به خشوع درافتند.
این آخرین معجزه و نشانهای بود که فرعون و سربازانش از حضرت موسی( دیدند؛ اما آنها دلهایشان از سنگ هم سختتر بود. لحظهای درنگ نکردند تا اندیشه کنند؛ میان دو کوهِ آب با دلهایی سرشار از تکبّر وعناد به حرکت درآمدند، و غرق و هلاک شدند.
بنی اسرائیل از میان دریا عبور کردند و نجات یافتند و خود
را در میان صحرای بی آب وعلفی دیدند آن هم بعد آن زندگیشان در درهی حاصلخیز رود نیل! اما حضرت موسی( بشارت و فرمان الهی برای وارد شدن به سرزمین مقدّس را برایشان آورد وعدهی نصرت از جانب خدا را به آنها نوید داد. بعد از تمام آیات، معجزات ونشانههایی که در مصر مشاهده کردند و پس از شکافته شدن آب دریا وغرق شدن فرعون و لشکریانش، انتظار میرفت که بنی اسرائیل ذرهای در اطاعت از فرمان، تردید و یا سرپیچی نکنند و به وعدهی نصرت و پیروزی، کاملاً یقین داشته باشند؛ اما آنها سرپیچی کردند و از ورود به سرزمین مقدّس، خودداری نمودند.
مهمترین عوامل نا فرمانی آنها چه بود ؟
کتاب سرگردانی
نویسنده : سید احمدالحسن ع
http://almahdyoon.co/

نظرات
ارسال یک نظر