http://almahdyoon.co/
سجاد عیدانی

آیا تقلید جایز است؟

تعلیق عالی دکتر ابتسام احمد در پخش زنده در صفحه دکتر علاءالسالم، که دارای عنوان سلاح بیولوژیکی مهلک از جمله نشانه های آخرالزمان است که محقق شده است:

 السلام عليكم  و رحمة الله و بركاته
شیخ علاء خداوند به شما خیر بتمامه عطا کند و فضلش را بر شما فزونی بخشد و اعمالتان را قبول کند

 شاید اینگونه بتوان تفسیر کرد:
انسان فطرتاً در پی تقلید است، یا در سطح دنیوی و یا در سطح دینی و آن عبارت است از رونوشت و شبیه سازی کردن از یک تجربه موفق؛ در مرتبه دنیوی؛ موفق به معنای آن چیزی است که در دنیا بر ماندن ژن‌ها اثر مثبت دارد و در مرتبه اخروی به معنای آن چیزی است که در بالا رفتن روح و بقای آن دارای اثر مثبت است

 تقلید ذاتاً همانند یک استراتژی است که عقل آن را بنا میکند؛ گاهی تقلید، تقلید در رفتار خودخواهانه است، پس تقلید خودپسندانه خواهد بود؛ و گاهی تقلید در رفتار ایثارگرانه است، پس تقلید ایثارگرانه خواهد بود، نوع تقلید به هدف آن برمیگردد

تقلید در مرتبه دینداری، واجب است و انسان چاره ای ندارد که از آن بگذرد و به حقیقت برسد؛ بنابراین‌ آنکه از او تقلید میشود، خلیفةالله است

 گاهی ممکن است در مرتبه دینی یا دنیوی، در تقلید کوتاهی و قصوری رخ دهد و در مرتبه دنیوی این کوتاهی باعث پیشرفت و تکامل میشود؛ در مرتبه دینی، در این دوران، قصوری صورت گرفته است؛ اگر از خلیفه خدا تقلید نکند، شخص به دنبال این میرود که چه چیزی نقص او را برطرف مینماید و در نتیجه از غیر خلیفه خدا تبعیت میکند
 معتقدم که در مرتبه دینی، تجربه، دارای اثر است، خواه تجربه شخصی ما باشد(دعاء مشخصی یا نماز معینی؛ مثلاً گفته میشود دعاء مجرب یا حتی در مرتبه ارتقاء روحی) یا تجربه معصوم(ع) باشد؛ ️به همین سبب امام(ع) مثلا ما را سفارش میفرمایند که به فرزندان خود نماز را بیاموزیم؛ حتی مثلا نماز حاجت را، تا شیرینی استجابت دعای خداوند سبحان را بچشند و به او نزدیک تر گردند

کتاب حاکمیت خداوند:

 انسان فطرتاً به دنبال تابعیت از رهبر مشخصی از جانب خداوند سبحان و متعال است (فطرة الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم) و این رهبر، همان ولی خدا و خلیفه او بروی زمینش است؛ پس اگر آنچه حق ولی خداست را به او ندادند و آینه فطرت انسانی را با ظلمت این زندگی دنیوی تیره کردند و انسان، رهبری هر کسی غیر از ولی خدا و حجتش را بر مردم پذیرفت تا نقص خودش را جبران نماید و اگر چه این رهبری دیگران، برخلاف و ضد رهبری ولی خدا در زمینش و حجت خدا بر مردم باشد؛ پس انسان عادت میکند که فرمانبردار شخصی باشد که در هیئت حاکم ظاهر میشود

️این رهبری به دو گونه خواهد بود: یا ولی خدا و حجت او بر بندگانش است و آن حاکم تعیین شده از جانب خداوند متعال است و یا غیر اوست؛ خواه دیکتاتوری که دارای نیرویی ظالمانه است، یا منتخبی که بر پایه انتخابات آزاد برگزیده شده است
حاکم تعیین شده از جانب خداوند متعال از جانب خداوند سخن میگوید زیرا او جز به اذن خدا صحبت نمیکند و چیزی را جز به امر خدا مقدم یا مؤخر نمیدارد، اما حاکم تعیین شده از جانب مردم یا مسلط شده بر آنها، قطعاً از جانب خداوند سخن نمیراند

 كتاب حاکمیت خداوند نه حاکمیت مردم / امام احمدالحسن(ع)

✏️سجاد عیدانی حفظه الله
📆 3 دسامبر 2017 م
http://www.varesin.org سایت رسمی موسسه وارثین ملکوت

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه

ای خفتگان بیدار شوید...

خودپسندی و تکبر از آفات اخلاقی است