حکم یاری کردن طاغوت چیست و اوصیای خداوند در مقابل آن چگونه بوده اند؟
بسم الله الرحمن الرحیم
در خدمت محققین گرامی هستیم، انشاءالله که از علوم سیداحمدالحسن ع، وصی و فرستاده ی امام مهدی ع، بهره ی کافی رو برده باشید.
یک مقدار از خلاصه ی متن گذشته را در جهت یادآوری در اختیارتون قرار می دهیم و با هم مرور می کنیم، اگه به یاد داشته باشیم در مورد بهره مندی از وجود امام مهدی ع که همچون خورشید پشت ابر هستند و و اینکه لازمه ی ایمان به خداوند کفر به طاغوت است(فمن یکفر به طاغوت و یومن بالله)، ایمان به طاغوت، قبول حکومتش، یاری و خضوع و تسلیم شدن در برابرش همگی مصداق شرک به خدا و گمراهی از راه راست خداوند است؛ و چه گمراهی بدی!
و مهم تر اینکه عبادت و نماز و روزه ی کسی که پیرو و یاریگر طاغوت باشد، مورد قبول نیست چون عبادت ها برای ثابت قدم شدن بنده بر اطاعت از خداست و... مطلب ارائه شد.
در این قسمت، به ادامه این مبحث و در مورد راه بازگشت به سوی خدا، از کلام گهربار سید احمدالحسن ع می پردازیم:
راه بازگشت به سوی خدا و ولایتش همان راه کفر به طاغوت و خروج از ولایت او است و در واقع، هر دو یک راه هستند؛ همان صراط مستقیمی است که با آن اعمال پذیرفته میشود؛ زیرا این راه، راه خداوند یکتا و یگانه است.
اگر خواستار بازگشت واقعی به اسلام ناب محمدی هستیم باید به هرآنچه که محمد بن عبد الله ص برایمان به ارمغان آورده است ایمان بیاوریم، به تمام اسلام و احکام آن نه اینکه تنها به احکامی که موافق با خواستههایمان است ایمان آوریم و دیگر احکام را واگذاریم.
بر ما واجب است از راهی که اوصیای محمد ص برایمان ترسیم کردند تبعیّت کنیم چرا که آنها کشتی نجاتاند و کسی که از آنان پیشی بگیرند، گمراه، و کسی که از آنها عقب بیفتند فنا ونابود میشود و کسی که همراه آنها باشد، (به حق) ملحق میشود.
اما کسانی که به بخشی از کتاب (قرآن) کفر بورزند و به بخشی از آن ایمان آوردن سرانجام متوجه خواهند شد به دنبال سراب در صحرا لَه لَه میزدند.
برای ما و برای همهی مؤمنین، در جادوگرانی که به حضرت موسی ع ایمان آوردند، هدایتی وجود دارد؛ همچنین در مؤمنینی که از روش الهی به دور، و حتی از یاران طاغوت بودند و در ابتدا در کنار فرعون ملعون، با حضرت موسى ع معارضه میکردند، ولی هنگامی که با هوای نفس خویش مخالفت کردند، حق بر آنها آشکار گردید، به خداوند ایمان آوردند و به فرعون کفر ورزیدن و نور ایمان در دلهایشان پرتوافشان شد و سیاهی طاغوت از دیدگانشان کنار رفت و این بار در کنار حضرت موسی ع ایستادند تا در راه خدا جهاد کنند و با فرعون نزاع کردند تا دروغ، سستی وضعفش را برای مردم آشکار نمودند.
خداوند متعال میفرماید: «فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قالُوا آمَنّا بِرَبِّ هارُونَ وموسى*قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکمْ إِنَّهُ لَکبیرُکمُ الَّذی عَلَّمَکمُ السِّحْرَ فََلأُقَطِّعَنَّ أَیدِیکمْ وَأَرْجُلَکمْ مِنْ خِلافٍ وَلأُصَلِّبَنَّکمْ فی جُذُوعِ النَّخْلِ ولتَعْلَمُنَّ أَینا أَشَدُّ عَذابًا وَأَبْقى*قالُوا لَنْ نُؤْثِرَک عَلى ما جاءَنا مِنَ الْبَیناتِ والَّذی فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضی هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا». (ساحران به سجده افکنده شدند. گفتند: به پروردگار هارون و موسی ايمان، آورديم * فرعون گفت: آيا پيش از آنکه شما را رخصت دهم به او ايمان آورديد؟ او بزرگ شما است و به شما جادوگری آموخته است. دستها و پاهایتان را از چپ و راست میبرم و بر تنهی درخت خرما به دارتان میآويزم تا بدانيد که عذاب کدام يک از ما سختتر و پايندهتر است * گفتند: سوگند به آن که ما را آفريده است که تو را بر آن نشانههای روشن و کسی که ما را آفرید، ترجيح نمیدهيم. به هر چه میخواهی حکم کن، که تو فقط در زندگی اين جهانی حکم میکنی).
اما این دنیا در دیدگان مومنین، چگونه بود؟
چه چیزی باعث شد که نسبت به همه مشکلات صبور و مقاوم باشند؟
انشاءالله در پست دیگری از کلام سید احمدالحسن ع در خدمت شما بزرگواران خواهیم بود.
با ما همراه باشید...
لینک کتاب:
راه های ارتباطی:

احسنت
پاسخ دادنحذف