گذری بر رد پای ملکوت

گذری بر رد پای ملکوت       
بسم الله الرحمن الرحیم 
و الحمدلله رب العالمین 
اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا 
حقیر رویایی دیدم چند شب پیش 
رویا دیدم تو خانه پدرم هستیم 
و   مادرم وخواهرانم  هم بودن
که پدرم تو حیاط بود  که اسم پدر حقیر محمد است مادرم شتابان به سمت حیاط رفت و با فریادهای بسیار  بلند میگفت : محمد محمد همه رفتیم به سمت حیاط دیدیم پدرمون از دنیا رفته و مادرم داد و فریاد میزنه و خواهرانم همه شروع کردن  به گریه  کردن 
حقیر رفتم بالا سر پدر 
دیدم پدرم از دنیا رفته سرش رو پاهام گذاشتم 
وبعد دستم رو روی قلب پدرم گذاشتم 
و سه مرتبه گفتم (تحصنت به احمدالحسن ع _تحصنت بااحمدالحسن ع_ تحصنت بااحمدالحسن ع) 
دیدم پدرم چشمانش رو باز کرد و زنده شد 
خواهرانم همه با تعجب و حیرت نگاه میکردن 
خدا به انچه گفتم گواه میگیرم

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه

ای خفتگان بیدار شوید...

خودپسندی و تکبر از آفات اخلاقی است